ایل بیرانوند در زمان پهلوی
ایل بیرانوند یکی از ایل های مقتدر غرب کشور در زمان قاجار و پهلوی بود که توانسته بود با استفاده از هرج و مرج های آن دوران به قدرت خود بیفزاید با توجه به کمک ایل چگنی به کریم خان زند و مخصوصا فرزندش لطفعلی خان زند در کرمان و جنگ با آغا محمد خان قاجار آنها کینه عمیقی از چگنی ها به دل داشته و به همین دلیل بخش عظیمی از ایل چگنی را از منطقه هرو به منطقه ای در بین استان قزوین و گیلان کوچاندند بیرانوند ها در آن زمان فرصت را غنیمت شمرده و به اشغال این مناطق پرداختند و پس از آن نیز به اشغال عراضی طوایف دیگری مثل ساکی ،چنگایی، گله دار ، سکوند پرداختند و توانستند قلمروو بزرگی در آن زمان تشکیل دهند در اواخر حکومت قاجار واوایل حکومت پهلوی و با توجه به هرج و مرج در کشور ﻗﻮﺍﻱ ﺑﻴﺮﺍﻧﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ علیمردان خان اعظمی بیرانوند، ﻅﻞ ﺍﻟﺴﻠﻄﺎﻥ ﭘﺴﺮ ﻇﺎﻟﻢ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﻳﻦ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ که احدی از حکام و والی ها جرات رویارویی با او را نداشتند در خرم آباد شکست داده و ﻏﺎﺭﺕ ﻛﺮﺩند لرستان بمانند یک منطقه ملوک الطوایفی اداره میشد و حکومت به صورت طایفه ای و توسط خوانین هر طایفه بود با قدرت گرفتن رضا خان و سفر وی به کشور های اروپایی و دیدن پیشرفت آنها راه حل پیشرفت کشور را در شهرنشینی و یکجا نشینی و وارد شدن به دنیای مدرن دید در همین راستا تصمیم به یکجا نشینی عشایر گرفت و سیاست تخته قاپو را اجاره نمود که به درگیری عشایر و نیروهای دولتی منجر شد که این سیاست تا سال 1318 ادامه داشت و موجب ضربات سختی به دامداری کشور که در آن زمان صادر کننده بود شد همچنین در آن زمان لرستان به صورت یک منطقه خودمختار و جدا از حکومت مرکزی اداره میشد با روی کار آمدن رضا خان توجه او به لرستان زیاد شد چون که به موقعیت حساس و استراتژیک لرستان پی برده بود و میدانست اگر لرستان را نداشته باشد خوزستان را نیز از دست خواهد داد به همین منظور سپهبد امیر احمدی را برای فتح لرستان راهی کرد که در مقابلش در آن زمان شیخعلی خان بیرانوند قرار میگیرد که پس از علیمردان خان ریاست کامل ایل بیرانوند را بر عهده میگیرد که در آن زمان با نیروهای دولتی در تنگه زاهد شیر نبرد سخت و جانانه انجام میدهند که علی رغم شجاعت و رشادتهای فراوان بیرانوند ها نیروهای دولتی موفق میشوند که از تنگه گذشته و وارد شهر خرم آباد شوند پس از این اتفاق نیروهای بیرانوند تجدید قوا میکنند و در تنگه شبیخون واقع در رباط نمکی اردو میزنند که سپهبد امیر احمدی و بواسطه ی عده ای خائن به اردوی بیرانوند ها پی برده و پیکی به سوی مهرعلی خان حسنوند میفرستد و از او میخواهد که با قوای خود از سمت شمال و الشتر به قوای بیرانوند حمله کند و نیروهای دولتی نیز از سمت خرم آباد به طرف آنها حمله ور شوند که مهرعلی خان تعداد کمی از تفنگ چیان خود را میفرستد و نیروهای دولتی با تمام قوا و باغافلگیر کردن ایل بیرانوند و شیخعلی خان آنها را شکست داده و تعداد زیادی از آنها کشته میشوند همچنین شیخعلی خان به همراه چند تن از سرکردگان ایل بیرانوند وهمچنین مهرعلی خان حسنوند که در آن زمان برای خود ثروت و مکنتی داشتند دستگیر شده و در میدان آزادی خرم آباد اعدام میشوند و امیر احمدی خود به همدان بازگشته و شاه بختی جانشین خود را به خرم آباد میفرستد که در آن زمان عشایر بیرانوند به سرکردگی غلامعلی خان بیرانوند معروف به غله و با کمک ایلات چگنی، پاپی و بالا گریوه دست به محاصره خرم آباد میزنند و نیروهای شاه بختی به درون قلعه میگریزند این محاصره از اریبهشت ماه سال 1303 تا خردادماه همان سال ادامه داشت که نیروهای دولتی با استفاده از بمباران شهر با استفاده از هواپیماهای فوکر آلمانی توانستند عشایر را شکست دهند پس از آن سرلشکر خزاعی به فرماندهی لشکر لرستان در آمد او در ابتدا با استفاده از ترفند 13 نفر از سران عشایر را در بروجرد به دار آویخت پس از آن تاریخ تا سال 1312 بین بازماندگان سران بیرانوند ها نیروهای دولتی درگیری و سایر طوایف در گیری به وجود آمد که تعداد دیگری از سران عشایر به اعدام محکوم شدند پس از آن تعداد زیادی از عشایر به مناطق مختلف کشور از جمله ورامین و خراسان تبعید شدند
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 0:58 توسط محمد
|